میزگرد| ناگفتههایی از رانتها و آسیبهای تنوع مدارس/عدالت توزیعی در مدارس سمپاد برقرار نیست
- ۱۹ آذر ۱۳۹۸

در طول این ۴۰ سال نتوانستیم حداقل عدالت را برای تمام دانشآموزان کشور تأمین کنیم، آیا منصفانه است در این شرایط اختیارات فراتری را به مدارس خاص و غیردولتی بدهیم.به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، مجلس در مصوبهای رأی به پایان ماجرای تنوع مدارس داد تا پس از این فقط دو نوع مدارس دولتی و غیردولتی در کشور داشته باشیم؛ البته این مصوبه از سوی شورای نگهبان با اشکالاتی مواجه و به مجلس برگردانده شد.
شورای نگهبان، تکلیف دولت به انحصار مدارس به دو نوع دولتی و غیردولتی را مغایر اصل 57 قانون اساسی دانست اما با ارجاع مجدد این مصوبه به مجلس، نمایندگان از تلاش برای رفع ایرادات خبر داده و همچنان بر حذف تنوع مدارس مصّر هستند بنابراین پرونده حذف تنوع مدارس همچنان باز است.
موضوع تنوع مدارس در کشور بحثی قدیمی و ریشهدار است و دیدگاههای متفاوتی هم درباره آن مطرح در حقیقت این موضوع در دوگانه عدالت تا بیعدالتی تعریف میشود، برخی تنوع مدارس را مصداق عدالت آموزشی و برخی هم حذف آن را آغاز گام گذاشتن در مسیر تحقق عدالت می دانند!
برای بررسی موضوع ضرورت فعالیت مدارس متنوع در کشور یا حذف آن برای دستیابی به عدالت آموزشی، مناظرهای را با حضور موافقان و مخالفان برگزار کردیم.
موافقان تنوع مدارس معتقدند در اوضاع فعلی مدارس دولتی به لحاظ شاخصهای کیفی و از آن طرف فعالیت مدارس غیردولتی لاکچری از قضا این مدارس دولتی خاص هستند که میتوانند عدالت آموزشی را رقم بزنند.
اما مخالفان تنوع مدارس هم هر چند براین باورند عدالت با تنوع محقق میشود اما این تنوع را در نوع مدارس نمیدانند بلکه به تنوع در اختیار و آزادی عمل مدارس معتقدند.
در این مناظره حجتالله بنیادی استاد دانشگاه فرهنگیان و پژوهشگر مسائل آموزشوپرورش، امید نقشینه عضو هیئت علمی دانشگاه امیرکبیر و از مسئولان باشگاه دانش پژوهان جوان و محمدتقی رجبی معلم مدارس سمپاد حضور داشتند.
بخش نخست این مناظره را در ادامه میخوانید:
تسنیم: اساساً آیا عدالت آموزشی به عنوان یک کلید واژه مهم در آموزشوپرورش را میتوان به این آسانی معنا کرد تا پس از آن بتوان گفت که مثلاً حذف تنوع مدارس در مسیر عدالت است یا خیر؟
بنیادی: سند تحول بنیادین و نقشه جامع علمی کشور به عنوان دو سند مبنایی برای آموزشوپرورش تعریف میشوند همچنین سیاستهای کلان رهبر انقلاب درباره آموزش و پرورش نیز به عنوان چارچوبهای کلان مدنظر است اگر نگاه گذرا به همه این اسناد داشته باشیم بر ایجاد فرصتهای عادلانه برای رشد و شکوفایی استعداد تمام دانشآموزان و به نوعی بر عدالت آموزشی تأکید شده است.
گام نخست عدالت فراهمکردن حداقلها برای تمام دانشآموزان است
عدالت صرفاً نمیتواند به معنای تساوی باشد ولی حداقل معنایی که از عدالت میتوان برداشت کرد این است که ابتدا یک شرایط حداقلی را برای همه فراهم کنیم و بعد به تناسب آن به نیاز بیشتر افراد توجه شود.
اینکه عدالت آموزشی با تنوع مدارس محقق میشود یا خیر؟ باید بگویم بله، برای دستیابی به عدالت باید تنوع را داشته باشیم اما نه تنوع در مدارس بلکه اختیار و آزادی عمل نیاز است تا مدارس شرایط شکوفا شدن استعدادهای دانشآموزان در زمینههای مختلف مانند هوش، ریاضی، نویسندگی، موسیقی، ورزشی و… را فراهم کنند. با ایجاد تنوع در شکل مدارس، استعدادهای دانشآموزان فقط در رشته ریاضی، تجربی و انسانی محدود میشوند در حالیکه باید برای موسیقی، ورزش، قرائت قرآن و… هم برنامه داشته باشیم و تنوع استعدادها آنقدر بالاست که نمیتوان به تناسب استعدادها مدرسه ایجاد کرد.
اما میتوانیم در یک مدرسه با دادن اختیارات لازم این امکان را فراهم کنیم که به تناسب استعدادهای مختلف دانشآموزان، شرایط برای شکوفایی استعدادها فراهم شود و در این صورت به عدالت به عنوان یک ارزش بالای دینی و مدنظر سند تحول بنیادین دسترسی پیدا میکنیم.
نقشینه: با کلیت نظرات آقای بنیادی موافق هستم. اینکه وظیفه حاکمیت این است که آموزش با کیفیت حداقلی را برای تمام دانشآموزان کشور فراهم کند تأکید قانون اساسی نیز همین است البته کف عدالت میتواند مورد مناقشه باشد و اکنون بسیاری از دانشآموزان روستایی کف عدالت قابل قبولی ندارند.
منصفانه است اختیارات فراتری را به مدارس خاص و غیردولتی بدهیم؟
بنیادی: مصداق بیعدالتی اینجاست که هماکنون در برخی مناطق کشور مدرسه کپری داریم، در روستا مدرسهای وجود دارد که دیوار آن در حال ریزش است و مدرسهای با گذشت یک ماه از آغاز سال تحصیلی هنوز معلم ندارد اما در کنار آن برای مدارس نمونه دولتی، شاهد و سمپاد نه تنها معلم موظف تامین شده بلکه معلم فوق برنامه هم تأمین است. ما در طول این 40 سال نتوانستهایم عدالت حداقلی را در کشور تأمین کنیم حال آیا منصفانه است که اختیارات فراتری را به مدارس خاص یا غیردولتی بدهیم اما یک مدرسه روستایی برای گرفتن سرویس مناسب هم اختیار نداشته باشد.
نقشینه: به مسائلی که میگویید میتوان موارد بسیار دیگری را اضافه کرد اما میخواهم موضوع را از زاویه دیگری آغاز و درباره مباحثی که پیرو مصوبه مجلس پیش آمد بحث کنم؛ در گذشته هم به بهانههای مختلف حذف تنوع مدارس مطرح شده بود، این مسئله دست کم از زمان آقای فانی مطرح بود و او هم بر پیگیری آن تأکید داشت.
مشکل اصلی بازار مدارس غیردولتی!
در سال 92 و زمان حضور آقای فانی در آموزش و پرورش، گزارش 100 روزهای منتشر و به مشکلات این وزارتخانه اشاره شد که این جمله گزارش مورد توجه است “اتخاذ سیاستهای متناقض در آموزش و پرورش از جمله توسعه بیرویه مدارس نمونه دولتی و سمپاد در مناطق مختلف کشور بدون توجه به تاثیر مخرب آن بر سرمایهگذاری مؤسسان مدارس غیردولتی.”
اما اگر میخواستند این بند را تکمیل کنند باید مینوشتند بدون در نظر گرفتن وضعیت اسفبار مدارس کپری، بدون در نظر گرفتن حداقلهایی که در مدارس دولتی وجود ندارد به نظر میرسد مشکل مهم آموزش و پرورش وضعیت مدارس غیردولتی است و فعالیت مدارس خاص به دلیل محدودکردن بازار این مدارس مورد نقد است.

در زمان آقای بطحایی به بهانه بحث استرس آزمونها برای دانشآموزان دبستانی یکبار دیگر موضوع تنوع مدارس و ضرورت حذف مدارس سمپاد مطرح شد و راه حل را حذف آزمون ورودی مدارس سمپاد اعلام کردند در حقیقت حرف این بود که میخواهیم با حذف آزمون پایه هفتم مدارس سمپاد استرس را کم کنیم اما به دنبال توسعه بازار مدارس غیردولتی بودند.
بنیادی: نتیجهای که شما میخواهید بگیرید این است که هدف از حذف مدارس سمپاد توسعه مدارس غیردولتی و تقویت آن است.
نقشینه: این یکی از نتایج مدنظر است و نتیجه دیگر این است که مسئولان برای انجام برخی پروژهها از عناوین دیگری استفاده میکنند اما مهم کاری است که انجام میشود، گاهی شاهدیم برنامهای اجرا و سالها تلاش میشود تا مدارس غیردولتی گسترش یابد اما برای آن عنوان دیگری انتخاب میکنند.
مدارس دولتی در خدمت مدارس غیردولتی!
بنیادی: اگر بحث نظری و فلسفی داشته باشیم بهتر به نتیجه میرسیم، اگر به عملکرد وزرا و دولتها استناد شود ماجرا پیچیده شده و آنوقت حتی میتوانیم به تفسیر شورای نگهبان از اصل 30 قانون اساسی هم خدشه وارد کنیم، اینکه آیا معنای چنین تفسیری این است که در مدارس غیردولتی از بودجه دولتی در اختیار قرار داده و اجازه دهیم مدارس دولتی را به اسم زمینها و ساختمانهای مازاد به مدارس غیردولتی بدهند، ممکن است این بحث مطرح شود که این نگاه جانبدارانه به دلایل مختلف از جمله قدرت مالی سازمان مدارس غیردولتی و مؤسسان این مدارس است. همچنین مجلس و هیئت دولت در حمایت از مدارس غیردولتی مصوبات جانبدارانهای دارند و فردی منکر این نیست که بسیاری از آقایان ذینفع هستند و از مدارس غیردولتی حمایت کرده و همچنان حمایت میکنند.
تسنیم: یعنی بر این باور هستید که با تعطیلی مدارس خاص ممکن است مدارس غیردولتی منتفع شوند؟
بنیادی: طبق گزارش رسمی آموزشوپرورش در سال تحصیلی 94-95 پوشش مدارس تیزهوشان در کل کشور 1.12 درصد است و حداقل جمعیت تیزهوش را 2 درصد تخمین میزنند طبق آخرین آمار خانم مهاجرانی رئیس مرکز ملی پرورش استعدادهای درخشان ظرفیت مدارس سمپاد 15 هزار نفر است و با جمعیت دانشآموزان دوره متوسطه که حدود 7 میلیون نفر است جمعیت مدارس سمپاد حدود 140 هزار نفر میشود.
رجبی: 15 هزار نفر ظرفیت ورودی مدارس سمپاد پایه هفتم در یک سال تحصیلی است و 45 هزار نفر فقط ظرفیت دوره متوسطه اول است. هماکنون ظرفیت مدارس تیزهوشان 15 هزار نفر ضرب در 6 پایه تحصیلی دوره متوسطه اول و دوم است.
عدالت توزیعی در مدارس سمپاد برقرار نیست
بنیادی: اگر اینگونه باشد حداقل 60 هزار دانشآموز تیزهوش داریم و ما 45 هزار ظرفیت داریم. اگر بپذیریم اینگونه است توزیع مدارس تیزهوشان به چه صورت است؟ آیا تمام شهرستانها مدارس سمپاد دارند؟ آیا یک دانشآموز که در مدرسه روستایی یا شبانهروزی تحصیل میکند نمیتواند تیزهوش باشد؟ ما عدالت توزیعی را درباره مدارس تیزهوشان هم برقرار نکردهایم.
بودجه دولت به صورت ناعادلانه در اختیار یک قشر خاص
در سند تحول بنیادین به موضوع استعداد برتر اشاره شده است، استعداد برتر یعنی چه؟ آیا فقط فردی که ریاضی بلد است یا در رشته تجربی درس میخواند استعداد برتر است، آیا استعدادهای دیگر برتر نیستند و نباید دولت در جهت منافع ملی برای استعدادهای دیگری که کشور به آنها نیاز دارد، هزینه کند؟ هماکنون این اتفاق نمیافتد و عامل آن همین تنوع مدارس است.
هماکنون بودجه دولت را برای یک قشر خاص به صورت ناعادلانه هزینه میکنیم در صورتی که بخشی از دانشآموزان کشور از حداقل عدالت هم برخوردار نیستند.
نقشینه: نتیجهگیری شما برای من ابهام دارد، گفتید مدارس استعدادهای درخشان آنقدر که باید در زمینههای مختلف استعدادها را پوشش نمیدهند، این حرف درستی است اما میگویید دلیل این اتفاق تنوع مدارس است، ارتباط بین تنوع مدارس و عدم توسعه مدارس سمپاد چیست؟
بنیادی: شکی در این نیست که باید به استعدادهای برتر توجه شود و تاکید رهبر معظم انقلاب است چرا که منافع ملی ما از این طریق برآورده میشود به عنوان مثال وقتی قرار است یک پروژه سنگین را برای یک کار نظامی یا پزشکی انجام دهیم معلوم است باید به سراغ افرادی برویم که استعداد بیشتری دارند و روی آنها سرمایهگذاری کنیم چون منافع ملی در این است اما هماکنون به شیوه دیگری عمل میکنیم و نخبه و استعداد برتر را واضح تعریف نکردهایم، آیا فردی که در سایر عرصهها برای کشور تلاش و مقام کسب میکند، استعداد برتر محسوب نمیشود؟ هماکنون بحث را به شیوه ناصحیح در چارچوب مدارس سمپاد برای عدهای خاص خلاصه کردهایم و در ورود به این مدارس هم مسائل خاصی مشاهده میشود.
رجبی: شما کماکان موافق توسعه مدارس سمپاد هستید اما در زاویه مختلف.
بنیادی: توجه به استعدادهای برتر تکلیفی در راستای منافع ملی است و راه آن تفکیک مدارس به این شکل نیست و این مسیر ما را به بنبست رسانده است.
سند تحول بنیادین مجوز تفکیک دانشآموزان را داده است
رجبی: در مبانی نظری سند تحول بنیادین آمده است گروههایی از متربیان مخاطب نظام تربیت رسمی و عمومی نیازهای تربیتی خاص دارند از جمله افراد استثنایی، با نیازهای ویژه، ساکن مناطق محروم و روستایی، عشایر و حاشیهنشین که فاقد سرپرست یا دارای سرپرست هستند. براساس رویکرد عدالت تربیتی سازوکارهای خاصی درون جریان تربیت رسمی تعریف میشود، اگرچه رویکرد اصلی نظام تربیت رسمی و عمومی در راستای تربیت گروههای با نیازهای خاص این است که تربیت مورد نیاز ویژه این گروهها در شرایط معمول و در کنار گروههای عادی متربیان انجام شود اما در صورت ضرورت عدم امکان حضور در میان دیگران یا رعایت مصلحتهای تربیتی، جداسازی و تفکیک آنها با بررسی کارشناسی میتواند انجام شود.
در حقیقت مبانی نظری سند تحول بنیادین به ما مجوز تفکیک را براساس کار کارشناسی داده است.
نگاه منفعتجویانه مسئولان و نمایندگان به مدرسهداری
بنیادی: چقدر از آنچه سند تحول در این رابطه گفته است، را انجام دادهایم؟
نگاه گزینشی یعنی خلاف عدالت، یعنی یک فرد مسئول می خواهد فرزندانش در مدارس خوب درس بخوانند بنابراین میگوید از مدارس سمپاد، نمونهدولتی و شاهد حمایت کنیم متأسفانه در بحث تدوین و تصویب قوانین هم این نگاه حکمفرما است، نمایندگان منافع خودشان را در نظر میگیرند و برای مدارس مناطق محروم و عشایری و دانشآموزان بی سرپرست که سند تحول به آنها اشاره کرده است چه کار کردهایم؟
واگذاری مدرسه دولتی به مدرسه غیردولتی
هماکنون برخی مدارس دولتی در حال تخریباند و در منطقهای به غلط یا عمداً مدرسهای دولتی ساختهایم تا آن را مازاد جلوه دهیم و به صورت قسطی به یک مؤسس پولدار غیردولتی واگذار کنیم، متأسفانه حتی این مدرسه دولتی را به قیمت درست نمیفروشند تا بعد مدرسه روستایی را آباد کنند و استنادشان هم این است که قانون مجوز داده است! به نظر میرسد تفسیر صحیح از قانون بسیار مهم است.
رانت مسئولان در مدارس شاهد!
در بحث مدارس شاهد هم مجوز دادهاند تا اعضای ستاد شاهد استان و مناطق سهمیه داشته باشند و این رانت است.
رجبی: مدارس شاهد را زمانی خواستند تعطیل کنند اما با آموزش و پرورش بدهبستانی انجام شد و گفتند ما میمانیم به شرط آنکه به اعضای ستاد شاهد سهمیهای بدهید که فرزندانشان بتوانند در این مدارس تحصیل کنند یا به فرهنگیان امتیاز ویژهای بدهید و این نتایج عجیبی دارد؛ به عنوان مثال وقتی من معلم به مدارس دولتی میروم اما فرزند خودم در مدرسه شاهد درس میخواند اصلاً متوجه نمیشوم چه بلایی دارد بر سر دانشآموزانم میآید و باید بررسی دقیقکرد که در شرایط فعلی چه مقدار به وجود مدارس شاهد نیاز است.
بیشتر بخوانید
بنیادی: سند تحول به عنوان سند بالادستی در راهکار 3.21 به طراحی و استقرار نظام جامع هدایت تحصیلی و استعدادیابی به منظور هدایت دانشآموزان به سایر رشتهها و مشاغل و مهارتهای مورد نیاز حال و آینده کشور متناسب با استعدادها، علاقهمندی و توانایی آنها اشاره دارد.
سند تحول بنیادین پشتوانه قانون مجلس و برنامه ششم توسعه را دارد اما طراحی و استقرار نظام جامع هدایت تحصیلی از سال 90 بر روی زمین مانده است وقتی ما نظام هدایت تحصیلی نداریم از کجا میفهمیم فلان فرد استعداد برتر است و فرد دیگر خیر!
آخرین دیدگاهها