بمب ساعتی، عنوان ٥٠% مدارس خشتی ایران !

فرستنده: محمد رضا برزگر

( Mohammadreza Barzegar )

استان آذربایجان غربی حدود ٢٥٠ هزار بیسواد دارد.

آغاز سال تحصیلی جدید در کل ایران در حالی است که ٥٠% مدارس ایران از نوع خشتی و این بخش از مدارس از سوی خود مسئولین حکومت به عنوان بمب ساعتی تلقی می‌گردد.

اصل سوم قانون اساسی حكومت اسلامی، یکی از وظایف ١٦گانه دولت را فراهم کردن شرایط “آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمامی سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی” تعیین کرده است.

درحالی بر اين اصل به صورت مداوم تأکید می‌گردد که استان آذربایجان غربی حدود ٢٥٠ هزار بیسواد دارد.

همچنین استان کردستان با ٢٩٥ هزار نفر دومین استان بیسواد کشور است.

کرمانشاه نیز ١٠٥ هزار بیسواد دارد و ایلام به عنوان یک استان مرزی در حدی از محرومیت قرار دارد که از آن بعنوان استانی فراموش‌شده یاد می‌شود.

با گذشت بیش از ٣ دهه از عمر حکومت ایران هیچی دولتی موفق به اجرای این اصل نشده و دولت روحانی نیز با شعار “سال تحصیلی انسداد مبادی بی‌سوادی” به پیشواز سال تحصیلی ٩٣-٩٤ رفته است.

از یکسو وزیر آموزش و پرورش دولت روحانی از تامین مدرسه و کلاس، تنها برای یک دانش‌آموز خبر می‎دهد و به گفته رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس نیز درسال تحصیلی ٩٣-٩٤ از نظر تجهیزات بهتر از سال‌های قبل خواهیم بودو مشکلی از نظر کمبود فضای آموزشی نخواهیم داشت اما در سویی دیگر از ٢١هزار میلیارد بودجه آموزش و پرورش تنها تخصیص ١.٥درصد عملی شده است، با این حال و با توجه به نبود زیرساخت‌های لازم و تبعیض، این سوال پیش خواهد آمد که چگونه امکان تغییر در دولت روحانی میسر است؟

کمبود فضای آموزشی و مدارس تخریبی 

در حالی رئیس سازمان نوسازی توسعه و تجهیز مدارس کشور در سال تحصیلی ٩٣-٩٤ از نظر تجهیزات بهتر از سال‌های قبل عنوان می‌کند و فضای آموزشی در سال تحصیلی جدید را فاقد هر گونه اشکالات تلقی می‌کند که در تازه‌ترین خبرها آمده است ٥ روستای ماکو که عبارتند از: سنگر، ملان، کشمش‌تپه، رند و حصار تنها از یک مدرسه برخوردارند و این مسئله رفت و آمد دانش‌‌آموزان را با مشکلات جدی روبرو کرده است.

مدارس اشنویه نیز بعلت کمبود فضای آموزشی به صورت دو شیفت آغاز به کار کرده‌اند.

در منطقه نایسر سنندج نیز و در سال تحصیلی ٩٣-٩٤ تعداد ٤٠ دانش‌آموز در یک کلاس ١٢ متری مشغول به تحصیل خواهند شد.

همچنین نبود مدارس در ١٣ روستای سلماس، روستاهای ژاورود سنندج، روستای‌های “درکی” و ” دمیو” در مریوان، روستای “کلاش هوش” در جوانرود، روستاهای “درمان آباد” و ” سه‌وتال” در سردشت تنها بخشی از مدارسی هستند که با کمبود شدید فضای آموزشی روبرو و که این مشکلات منجر به ترک تحصیل ده‌ها دانش‌آموز کُرد در سال تحصیلی جدید گردیده است.

طبق قانون مصوب سال ٨٥ سازمان بازسازی مدارس در سال ١٣٨٥ ، میزان ٤میلیارد تومان به بازسازی و مقاوم‌سازی مدارس فرسوده اختصاص یافت، اما با گذشت ٧ سال از این مصوبه تنها نصف این پروژه به اجرا درآمده است.

هم‌اکنون یک سوم دانش‌آموزان ایران در فضای آموزشی “تخریبی” مشغول به تحصیل هستند.

در حال حاضر بیش از %٥٠ مدارس از نوع خشتی و فاقد ایمنی در ایران وجود دارد که خود مسئولین از این مدارس بعنوان بمب ساعتی یاد می‌کنند.

تنها در استان آذربایجان غربی ٤٧٥٠ کلاس درس نیازمند تخریب، بازسازی و مقاوم سازی هستند و جان ٤ هزار دانش‌آموز در ٢٠٠ مدرسه این استان با خطر جدی روبرو می‌باشد.

همچنین ١١٩٢ مدرسه تخریبی در استان کردستان وجود دارد که ٤٠% از مدارس این استان را شامل می‌شوند.

در همین رابطه ١٢٦٨ مدرسه‌دیگر نیز در استان کردستان نیازمند مقاوم‌سازی سریع هستند.

هرچند که وزیر آموزش و پرورش دولت روحانی از تامین مدرسه و کلاس تنها برای یک دانش‌آموز خبر داده بود، اما اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس از کاهش ١٦درصدی بودجه در سال ١٣٩٢ و ٤٠درصدی در سال ١٣٩٣ برای نوسازی و ایمن سازی مدارس خبر داده‌و اعلام کرده‌اند که با این وجود، نارسایی در فعالیت‌های نوسازی مدراس رفع نخواهد شد.

از دیگر سو وزریر آموزش و پرورش از افزایش ١٧ درصدی بودجه در سال جاری نسبت به سال ٩٢ خبر داده است، اما به گفته خود وی سهم استان‌ها از ٢١ درصد در ده سال اخیر به ٨درصد رسیده است که البته سهم ایلام بعنوان استانی کُردنشین تنها ٣درصد است.

به گفته خود این مقام حکومتی نیز، “در ذهن نمی‌گنجد که با این سهم بتوان برای رسیدگی فضای آموزشی اقدامی انجام داد”.

ترک تحصیل دانش آموزان 

تعداد واقعی دانش‌‌آموزان محروم از تحصیل یا ترک تحصیل کرده تاکنون از سوی وزارت آموزش و پرورش اعلام نشده است، اما کارشناسان آموزشی این رقم را نزدیک به یک چهارم دانش‌آموزان کل کشور تخمین زده‌اند. 

٣٠% دانش‌آموزان در ایران به صورت زودهنگام ترک تحصیل کرده که در این میان میزان ترک تحصیل دختران از پسران بیشتر شده است.

تنها در استان‌های کرمانشاه و کردستان ١٠ هزار کودک ٦ تا ١٣ ساله در سال تحصیلی ٩٢-٩٣ از تحصیل باز مانده‌اند.

در همین راستا در مناطق روستایی سروآباد ٨١ کودک جامانده از تحصیل شناسایی شده است.

طبق تازه‌ترین خبرها مدارس مقاطع متوسطه دختران و پسران در روستای “گلین” از توابع کردستان منحل شده‌اند که در این صورت بسیاری از دانش‌آموزان و علی‌الخصوص دختران ناچار به ترک تحصیل شده‌اند.

کارشناسان امور آموزشی عدم امکانات آموزشی را از جمله دلایل ترک‌تحصیل دانش آموزان کردستانی می‌دانند که عموما در نواحی روستایی بیشتر نمود پیدا می‌کند. دریافت غیرقانونی پول از دانش‌آموزان، نبود فضای آموزشی وانحلال مدارس در سال‌های اخیر از جمله عوامل ترک تحصیل در سال تحصیلی جدید هستند.

درحالی که وزیر آموزش و پروش دولت روحانی سال تحصیلی ٩٣-٩٤ را سال “تحصیلی انسداد مبادی بیسوادی” نامگذاری کرده‌اند و از اولویت ثبت‌نام دختران و شناسایی خانه به خانه دختران در سن تحصیل و بازگشایی مدارسی با تنها یک دانش آموز سخن می‌گویند، اما خود وزریر آموزش و پرورش اعلام کرده است تا بر منابع موجود مدیریت نکرده و منابع جدیدی را وارد آموزش و پرورش نکنیم، نمی‌توان انتظار چندانی داشت.

بخارهای نفتی در مدارس

یکی دیگر از مشکلات جدی مناطق محروم، نبود تجهیزات گرمایشی استاندارد در مدارس است. 

در حالی که هم اکنون نیز در بسیاری از مدارس مناطق محروم و به ویژه مقاطع ابتدایی و راهنمایی برای گرم کردن کلاس‌های درس از بخاری نفت سوز استفاده می‌شود که از سال ١٣٧٦ تا کنون بیش از ٥٠ دانش‌آموز براثر سوختگی در مدارس جان باخته‌و تعدادی دیگر نیز دچار سوختگی و نقص عضو گردیده‌اند که فاجعه غم‌انگیز دختران “شین‌آباد” از تازه‌ترین این موارد است.

بی شک بوی ماه مهر با بوی سوختن صورت و تن دختران شین آباد غریب نیست، دخترانی که در مدرسه‌‌ای مشغول به تحصیل بودند که دستور تخریب آن پیشتر صادر شده بود.

به گفته مدیر کل نوسازی و تجهیز مدارس استان آذربایجان غربی، ٥٠ درصد مدارس این استان از بخاری نفتی استفاده کرده که عمدتا در روستاها مورد کاربرد قرار گرفته‌اند.

پس از فاجعه “شین‌آباد” وزرات آموزش و پروش، متعهد شد تا سیستم گرمایشی استاندارد را برای مدارس تأمین کند اما متعاقبا کردستان و محرومیت‌هایش مجددا شاهد آتش‌سوزی دو مدرسه روستای “کهریز شیخان” در مهاباد و “نای بین” در ارومیه بود که براثر انفجار بخاری‌های نفتی بود.

رئیس سازمان نوسازی کشور در سال ٩٢ گفته بود هم اکنون در مدارس کشور به ندرت از بخار نفتی استفاده می‌شود و حتی بخارهای مورد استفاده در تمام کشور مهر استاندارد دارند، اما معاون عمرانی وزریر آموزش و پروش مدتی پیش اعلام کرده بود که استفاده از بخاری گازی و نفتی در فصل سرما استاندارد نیست و هم اکنون ١٥٠ هزار کلاس درس نیازمند سیستم گرمایشی دائم هستند.

همچنین رییس سازمان نوسازی مدارس نیز گفته بود تنها ٢٠% از بودجه ٣٠ هزار میلیاردی سال ٩٢ به بخش استانداردسازی سیستم‌های گرمایشی اختصاص داده شده است.

معاون عمرانی وزریر آموزش و پروش در حالی خبر حذف بخارهای نفتی در مدارس تا تیرماه ٩٥ را اعلام و مدارس محروم و سردسیر، مخصوصا مدارس روستایی را در اولویت قرار داده است که تاکنون از اعتبار ٥درصدی این مسئله تنها ٦٠درصد این اعتبار به تخریب، مقاوم‌سازی و افزایش سطح ایمنی مدارس در مقابل آتش‌سوزی اختصاص داده شده است.

علاوه بر معضل استفاده از بخاری‌های نفتی در سال گذشته مدارس روستاهای اورامانات تخت و روستاهای کامیاران حتی از تامین سوخت بخارهای نفتی بازمانده که نهایتا این معضل به تعطیلی این مدارس منجر شد.

دریافت هزینه از دانش‌آموزان جهت تامین سوخت نفت مدارس از دیگر معضلات سال تحصیلی گذشته بود.

دریافت وجه نقد اجباری از ٥ مدرسه بوکان، مدرسه روستای “نرزیوه” در اشنویه، مدارس روستاهای “اوریان، هدر، سیلاب” در سلماس، مدارس تکاب از جمله موارد دریافت وجوه نقد غیر قانونی از محصلین مناطق محروم کردستانات بود.

با این حال دانش‌آموزان کُرد در سال تحصیلی جدید در مقابل بخارهای نفتی که جان آنان را تهدید می‌کند با دو گزینه روبرو هستند، یا با پرداخت وجه نقد برای خرید سوخت و یا تعطیلی مدارس و نهایتا ترک تحصیل.

دریافت اجباری وجه نقد از دانش‌آموزان 

وزرات آموزش و پرورش تاکید کرده است که مدارس دولتی اجازه مطالبه وجه نقد بعنوان شهریه از دانش‌آموزان را ندارند. اما مطالبه وجه نقد از خانواده دانش‌آموزان در کردستان به یک معضل مبدل شده و همزمان با شروع ثبت‌نام‌مدارس، اولیای دانش‌آموزان را مجبور به پرداخت وجوه نقد می‌کنند. این درحالیست که براساس اصل سی‌ام قانون اساسی، آموزش در مدارس دولتی تا پایان مقطع متوسطه رایگان است و دریافت پول از دانش‌آموزان غیرقانونی است. 

مطالبه اجباری وجه نقد از مدرسه ابتدایی “فردوسی” در سقز، مدرسه “صادقیه” مریوان، مدارس شبانه روزی دیواندره، مدارس خوی، مدرسه روستای “طاهر بغده” سقز، دبیرستان دخترانه “مائده، الزهرا و درویشان” در سنندج، دبیرستان “بنت الهدی” در بوکان، مدرسه راهنمایی “فاطمه” در دیواندره، هنرستان “کارو دانش خوارزمی” در ارومیه، هنرستان “عفت” در سروآباد، دبیرستان “شیخ شتلوت” در مریوان و ابلاغیه‌های آموزش و پروش پیرانشهر،بوکان، مریوان، مهاباد و تکاب تنها مواردی از دریافت اجباری پول می‌باشند که در بیشتر مواقع دانش‌آموزان از ترس اخراج، مجبور به پرداخت آن می‌شوند.

مبالغ دریافتی از ٥٠ تا ٢٠٠ هزار تومان است که در برخی دبیرستان‌ها به ٣٠٠ هزار تومان نیز رسیده است.

در این حال که دریافت این مبالغ اجباری است و در بیشتر مواقع دانش‌آموزان را تهدید به اخراج و راه ندادن به جلسات امتحان کرده‌اند، معاون وزیر آموزش و پرورش دریافت وجه نقد از دانش‌آموران را تکذیب و پرداخت آن را دواطلبانه عنوان کرده بود.

دریافت غیرقانونی پول حتی به کارنامه میان ترم دانش‌آموزان نیز کشیده شده است، حتی در یکی از مدارس تکاب برای جشن تکلیف دختران آنها را مجبور به پرداخت پول کرده بودند. کارشناسان معتقند با ادامه این روند مدارس دولتی رایگان دیگری معنایی ندارند زیرا پرداخت این مبالغ اجباری شده است.

این وجه دریافتی صرف مناسب‌سازی فضای کلاس و مدارس، تهیه امکانات آموزش و هزینه‌های جاری مدارس از جمله آب، برق، کاغذ، تلفن و سوخت می‌شود.

به گفته کارشناسان هزینه مدارس در مناطق محروم که مردم در فقر زندگی می‌کنند بیشتر است زیرا تراکم جمعیت دانش‌آموزی در مدارس دولتی بیشتر است و اختصاص بودجه نامتوازن به این مناطق، محرومیت آنها را تشدید می‌کند با این وضع خانواده‌ها ناچارند هزینه تحصیل فرزندانشان را پرداخت کنند.

عدالت آموزشی 

در عدالت آموزشی آمده است که همگان باید از امکان تحصیل برخوردار باشند و هیچ کس نباید بدلیل ضعف مالی از آموزش محروم بماند. 

آمارهای رسمی در سال ١٣٩٠ از محرومیت ٣میلیون و دویست هزار کودک ٦ تا ١٨ ساله از تحصیل خبر داده‌اند که بطور میانگین از هر ٥ کودک و نواجون ایرانی یک کودک از امکانات برخورداری از “آموزش حداقلی” محروم است.

شکاف جدی در امر آموزش در مناطق محروم و دیگر مناطق در ایران کاملا مشهود بوده که مهمترین عامل آن نبود زیرساخت‌های آموزشی است که باید از سوی دولت ارائه شود.

نبود کیفیت آموزشی در مناطق محروم در حد فقدان ماژیک و وایت برد یا توپ بازی نمایان است. تامین یک تیم آموزشی مطلوب و فعالیت‌های فوق‌برنامه و حتی مفاهیمی همانند آزمایشگاه و کتابخانه در این مناطق غریب است.

موضوع هوشمندسازی مدارس که مسولان در سال تحصیلی جدید از آن سخن می‌گویند تنها در حد شعار باقی مانده است‌.

انستیتوی جهانی برنامه‌ریزی آموزشی که یک سازمان تحقیقاتی وابسته به یونسکو است دسترسی به امکانات، کیفیت و برابری را از شاخص‌های اصلی برنامه‌ریزی بلند مدت آموزشی می‌داند و تحقیقات نشان می‌دهد که تنها با این سه شاخص، برنامه‌ریزی‌ها نتیجه خواهند داد در غیر این صورت اصلاحات آموزشی ناکام می‌مانند.

تحقیقات نشان می‎دهد که بیشتر کودکان محروم از تحصیل مشخصه‌های مشترکی دارند، آنها فرزندان خانواده‌های کم سواد یا بی‌سواد هستند، در محیط‌های روستایی یا حاشیه شهرها زندگی می‌کنند و خانواده‌هایشان از قشر فقیر و کم‌درآمد جامعه‌اند.

عدالت در ارائه امکانات آموزشی اولین اصل در آموزش رایگان و با کیفیت است که شامل فضاهای آموزشی مانند کتابخانه‌ها، سرویس‌های بهداشتی، کلاس‌های درس استاندارد، نیروی انسانی متخصص و مواد آموزشی و مطالب درسی است.

همچنین طبق تحقیقات انستیتوی جهانی برنامه‌ریزی آموزشی، تحصیل رایگان تنها ابتدایی‌ترین راهکار جهت کاهش محرومیت از تحصیل است و راهکارهای دیگری مانند وعده‌های غذایی رایگان، کتاب‌های درسی رایگان، بورسیه‌ها، کمک هزینه‌های تحصیلی و ارسال کمک به خانواده‌های این گروه لازم است.

حق آموزش رایگان و همگانی از جمله حقوق شهروندان و در زمره حقوق بنیادین بشر است. قانون اساسی حکومت اسلامی در اصل سی‌ام، رایگان بودن تحصیلات تا پایان دوره متوسطه را امری دائمی دانسته است. که طبق اصل ١١٣ قانون اساسی اجرای این اصل برعهده رئیس جمهور است.

دانش‌آموزان مناطق محروم در حالی از تمامی تسهیلات قانونی محروم هستند که این روزها از هوشمندسازی مدارس، ورود تبلت و اجرای ورزش‌های تخصصی صحبت می‌شود.

این دانش‌آموزان از آموزش حداقلی برخوردارند و نبود مدرسه در پایه‌های تحصیلی بالاتر آنان را مجبور به ترک تحصیل می‌کند.

افت تحصیلی

استان‌های کُردنشین از لحاظ سوادآموزی به عنوان استان‌های پایین‌تر از میانگین کشور شناخته می‌شوند. مدارس مناطق محروم بخصوص روستاها از بدیهی‌ترین و دم‌دستی‌ترین امکانات برخوردار نیستند و بنای اغلب مدارس قدیمی است. 

با وجود نبود نور کافی، سرویس بهداشتی، حداقل امکانات ورزشی، بخاری استاندارد و کتابخانه و حتی نبود کلاس درس نمی‌تواند نسلی توانمند ساخت.

علاوه براین یکی از مهمترین دلایل افت تحصیلی در مناطق کُردنشین تدریس در کلاس‌های دو زبانه است که خود از شاخص‌های کیفیت آموزش محسوب می‌شود.

مزید بر علت معلمانی که می‌خواهند دراین‌باره چاره‌جویی کنند، به “حساسیت اتنیکی” محکوم و نهایتا احضار و بازداشت از عواقب آن خواهد بود.

وعده روحانی در زمینه‌ی تحصیل به زبان مادری در برنامه‌١٠ ماده‌ای او نیز هنوز به جایی نرسیده است.

هرچند وزیر آموزش و پروش وعده داده بود، شواری عالی آموزش و پروش کشور برای ایجاد عدالت آموزش توجه بیشتری به مشکلات مناطق محروم و دوزبانه خواهد کرد اما معلمان و کارشناسان آموزشی در مناطق دو زبانه سیاست دولت را مسوب افت تحصیلی در مدارس این مناطق می‌دانند. آنها معتقند که دولت به مسله تدریس دوزبانه به عنوان “تهدید” نگاه می‌کنند و به افت تحصیلی دراین‌باره توجهی نمی‌کند.

زمانی که نبود فضای آموزشی و خدمات آموزشی دغدغه دانش‌آموزان مناطق محروم است و حتی برای سوخت مدارس خود باید وجه نقد پرداخت کنند بدون شک زمینه رشد و شکوفایی دانش‌آموزان فراهم نخواهد شد و خلاقیت آنها از بین خواهد برد.آژانس کردپا 05 مهر