ابوالفضل یغموری، ۱۷ ساله با شلیک گلوله به قلبش کشته شد

۱۴۰۴/۱۰/۲۴ ایران وایر

شب ۱۹دی۱۴۰۴ بیست و چهارساعت از قطعی اینترنت می‌گذشت. به رغم تاریکی و سکوتی که ایران را احاطه کرده بود گزارش‌هایی از کشتار شهروندان در «فردیس» کرج به رسانه‌ها رسید. ویدیویی از کشتار معترضان این منطقه بازنشر شد و این آغاز روایت‌هایی بود که از جنایت علیه بشریت در دو شب ۱۸ و ۱۹دی در ایران شنیدیم. این گزارش روایت یکی از کشته‌شدگان فردیس در همان روزهاست. نوجوان ۱۷ ساله‌ای به نام ابوالفضل یغموری که نزدیکانش از قساوتی عیان در قتل او روایت می‌کنند.

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر» یک جوان ۱۷ ساله به نام «ابوالفضل یغموری» در تاریخ ۱۹دی۱۴۰۴۰ در منطقه «فردیس» کرج با شلیک مستقیم نیروهای سرکوب‌گر جمهوری اسلامی کشته شده است.

 

«گیتا یغموری» عمه ابوالفضل به ایران‌‌وایر می‌گوید: «به قلبش شلیک کردند. بعد چهل دقیقه تمام در حالی که از بدنش خون می‌رفت او را مورد ضرب و شتم قرار دادند و اجازه ندادند کسی برای انتقالش به بیمارستان به او نزدیک شود. هر کسی که می‌خواست کمک کند تهدید می‌کردند که می‌زنیم.»

 

به گفته این عضو خانواده یغموری، ماموران امنیتی بعد از این اقدام تمام دوربین‌های خانه‌ها و مغازه‌های خیابان پانزدهم فردیس، محلی که ابوالفضل کشته شد را جمع‌آوری کرده و همراه خود بردند: «ما می‌دانیم که این‌کار با هدف از بین بردن مدارک جنایتی که کردند انجام شده اما شاهدهای عینی زیادی در این محل حضور داشتند.»ابوالفضل یغموری تازه رپ خواندن را شروع کرده بود. دوستانش می‌گویند: «شعرهایش را هم خودش می‌نوشت. توی کمد دیواری اتاقش برای خودش استودیوی ضبط کوچکی درست کرده بود و از دردهای دل جوانش می‌خواند.»ویدیوهای ابوالفضل توی کمد یا استودیوی کوچکش در صفحه اینستاگرامش اندک‌اند. صفحه نوپاست و هنوز فرصت نکرده دنبال کنندگان زیادی داشته باشد اما از شعر و صدا برمی‌آید که اگر صاحب آن فرصت می‌یافت می‌توانست خواننده و شاعر موفقی شود.او در یکی از اجراهایش می‌خواند: «سخت بود و حالا شده سخت‌تر از قبل، پر از درد دله دفتر من، هرچی میری مشکلات ته ندارن، زیاد همه بودم ولی بودن کم برا من.»

 

گیتا یغموری در ادامه می‌گوید: «برادرم و پسر دیگرش بعد از اینکه ابوالفضل دیرکرد و نیامد همه بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها و کلانتری‌ها را گشتند. حوالی ۱ و ۲ شب در یک درمانگاهی دور فلکه دوم فردیس برادرش پرس وجو می‌کند می‌گویند سه تا بچه این‌جاهستند. دوتا شناسایی شده و یکی ناشناس است بیا بیین. کاور را باز می‌کند و ابوالفضل را می‌بیند.»پیکر ابوالفضل به رغم شناخته شدن اما به غسالخانه و پزشکی قانونی «کهریزک» منتقل می‌شود: «روز بعد وقتی مراجعه می‌کنند می‌خواستندآن‌ها را وا بدارند که بپذیرند ابوالفضل بسیجی بوده و توسط معترضان کشته شده اما پدرش زیر بار نرفته است. ما نمی‌دانیم در نهایت مجبور شده پول بدهد یا از طریق دیگری پیکر را به آن‌ها تحویل داده‌اند اما سناریوی حکومتی را قبول نکرده‌اند.»

 

عمه ابوالفضل که با ایران‌وایر گفتگو کرده به‌ دلیل قطعی سراسری اینترنت، نمی‌دانند در نهایت پزشک شریفی در پزشکی قانونی با آن‌ها همراه شده یا خانواده با پرداخت مبالغ هنگفتی که حکومت مطالبه می‌کند پیکر او را تحویل گرفته‌اند: « موفق شده‌اند گواهی پزشکی قانونی که تایید کرده او با گلوله جنگی درست وسط قلبش کشته شده را دریافت کنند.»

 

ابوالفضل جوان حالا در آرامستان «بهشت سکینه» کرج آرمیده است. یکی از هزاران کشته شده جنایت علیه بشریت در ایران.