کودکان ایران؛ به جای نیمکت‌های مدرسه، در ایست بازرسی


۱۴۰۵/۰۱/۱۳

کشته شدن علیرضا جعفری ۱۱ ساله و پیامدهای به‌کارگیری کودکان در ساختارهای امنیتی

کودکی که باید در کلاس درس می‌بود، در یک ایست بازرسی در تهران جان خود را از دست داد. علیرضا جعفری، ۱۱ ساله و دانش‌آموز پایه پنجم ابتدایی، در حالی‌که در کنار پدرش در ایست بازرسی بزرگراه ارتش مستقر شده بود، در جریان یک حمله پهپادی کشته شد؛ حضوری که خانواده‌اش آن را «برای دفاع از ایران» توصیف کرده‌اند.

شرح واقعه؛ از کلاس درس تا نقطه هدف

در شامگاه ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ (۱۰ مارس ۲۰۲۶)، ایست بازرسی واقع در بزرگراه ارتش تهران هدف حمله پهپادی قرار گرفت. در این حمله، علیرضا جعفری، کودک ۱۱ ساله، به همراه پدرش جان باخت.

نهادهای وابسته به بسیج، از جمله بسیج فرهنگیان، با انتشار بیانیه‌ای رسمی، کشته شدن او را تأیید کرده و اعلام کردند که وی «حین انجام وظیفه» در این ایست بازرسی حضور داشته است.

علیرضا، که در شرایط عادی باید در مدرسه حضور می‌داشت، در یکی از نقاطی مستقر شده بود که در فضای امنیتی جدید، به هدف بالقوه حملات تبدیل شده است.

روایت خانواده؛ «کمبود نیرو» و انتقال کودک به موقعیت عملیاتی

مادر علیرضا جعفری، صدف منفرد، در گفت‌وگو با روزنامه همشهری، به نقش «کمبود نیرو» در این واقعه اشاره کرد. به گفته او، پدر علیرضا به دلیل نیاز عملیاتی، فرزند خود را به محل مأموریت برده بود.

این روایت، نشانه‌ای مستقیم از فشار بر ساختارهای تأمین نیروی انسانی در نهادهای امنیتی است؛ فشاری که در عمل، به حضور کودکان در ایست‌های بازرسی و موقعیت‌های پرخطر منجر شده است.

زمان‌بندی تکان‌دهنده؛ مرگ یک کودک، چند روز پس از اعلام رسمی

کشته شدن علیرضا جعفری تنها چند روز پس از اعلام رسمی کاهش سن مشارکت در گشت‌های امنیتی رخ داد.

رحیم نادعلی، معاون فرهنگی سپاه تهران، در تاریخ ۶ فروردین ۱۴۰۵ (۲۶ مارس ۲۰۲۶)، در گفت‌وگو با شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی اعلام کرده بود:
«ما این سن را روی ۱۲ سال به بالا آوردیم… الآن بر و بچه‌های ۱۲ ساله و ۱۳ ساله می‌خواهند در این فضا حضور پیدا کنند.»

این اظهارات، به‌روشنی نشان می‌دهد که حضور کودکان در ایست‌های بازرسی، نه یک اتفاق موردی، بلکه بخشی از یک سیاست اعلام‌شده است.

سازمان‌یافتگی طرح؛ از مساجد تا ایست‌های بازرسی شهری

همزمان با این سیاست، فرآیند جذب نیرو به‌صورت عمومی و سازمان‌یافته انجام شده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که غرفه‌های ثبت‌نام در مساجد و میادین اصلی شهرها برپا شده و افراد، از جمله نوجوانان، برای مشارکت در فعالیت‌های امنیتی ثبت‌نام شده‌اند.

در این چارچوب، کودکان نه‌تنها در ایست‌های بازرسی، بلکه در گشت‌های اطلاعاتی و نظارتی شهری نیز به کار گرفته می‌شوند؛ نقش‌هایی که آن‌ها را در معرض مستقیم خطر قرار می‌دهد.

پوسترهای رسمی منتشرشده در چارچوب پویش «مدافعان وطن» نشان می‌دهد که فرآیند جذب نیرو به‌صورت عمومی و سازمان‌یافته در حال انجام است. در این پوسترها، از «ثبت‌نام رزمندگان مدافع وطن (داوطلبان مردمی)» سخن گفته شده و به‌طور مشخص، طیفی از فعالیت‌ها برای داوطلبان معرفی شده است؛ از جمله «گشت‌های اطلاعاتی»، «گشت‌های عملیاتی» و «ایست و بازرسی».

در این تبلیغات، در کنار تصاویر نوجوانان، بر مشارکت «جوانان و نوجوانان» در این مأموریت‌ها تأکید شده و از شهروندان خواسته شده برای ثبت‌نام به مساجد و پایگاه‌های محلی مراجعه کنند. محتوای این پوسترها نشان می‌دهد که حضور افراد کم‌سن‌وسال در فعالیت‌های امنیتی نه‌تنها محدود یا استثنایی نیست، بلکه در قالب یک فراخوان عمومی ترویج می‌شود.

گفتمان رسمی؛ مشروعیت‌بخشی به حضور کودکان در فضای امنیتی

در سطح گفتمانی، مقامات نظامی تلاش کرده‌اند این روند را توجیه و تثبیت کنند.

سرلشکر حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، در «دومین کنگره معلمان انقلاب اسلامی» بر ضرورت ایجاد یک «قطب‌نمای اخلاقی» برای هدایت نسل جوان تأکید کرد و نقش نظام آموزشی را در همسو کردن دانش‌آموزان با اهداف نظام برجسته دانست.

او همچنین در تاریخ ۲۱ دی ۱۴۰۳ (۱۰ ژانویه ۲۰۲۵) در یک سخنرانی رسمی اعلام کرد:
«مردم از ما مستمراً درخواست وعده صادق ۳ می‌کنند.»

این اظهارات، نشان‌دهنده تلاش برای پیوند دادن بسیج اجتماعی، از جمله نوجوانان، با اهداف نظامی و امنیتی است.

تغییر ماهیت فضاهای شهری؛ «همه مسائل جنگی دیده می‌شوند»

در سطح عملیاتی، احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی، در تاریخ ۵ فروردین ۱۴۰۵ (۲۵ مارس ۲۰۲۶)، در اظهاراتی رسمی اعلام کرد:
«همه مسائل جنگی دیده می‌شوند.»

او همچنین تأکید کرد که دست نیروها «روی ماشه» است؛ عبارتی که نشان‌دهنده سطح بالای آمادگی برای استفاده از خشونت در فضاهای شهری است.

در چنین شرایطی، ایست‌های بازرسی به نقاطی با ریسک بالا تبدیل شده‌اند؛ نقاطی که حضور در آن‌ها، حتی برای نیروهای آموزش‌دیده، خطرناک است؛ چه رسد به کودکان.

تحلیل حقوقی؛ تغییر جایگاه کودک از غیرنظامی به عنصر درگیر

استقرار کودکان در ایست‌های بازرسی، جایگاه آن‌ها را از یک غیرنظامی محافظت‌شده به یک عنصر درگیر در فضای امنیتی تغییر می‌دهد.

بر اساس ماده ۳۸ کنوانسیون حقوق کودک، به‌کارگیری افراد زیر ۱۵ سال در فعالیت‌های مرتبط با درگیری‌های مسلحانه ممنوع است. همچنین اساسنامه رم دادگاه کیفری بین‌المللی، استفاده از کودکان زیر ۱۵ سال در مخاصمات را به‌عنوان «جنایت جنگی» تعریف می‌کند.

در این چارچوب، حضور کودکان در ایست‌های بازرسی، مصداقی از نقض تعهدات بین‌المللی در حوزه حقوق کودک به شمار می‌رود.

جمع‌بندی؛ یک مرگ که از یک سیاست خبر می‌دهد

در این چارچوب، مرگ علیرضا جعفری دیگر یک حادثه منفرد تلقی نمی‌شود، بلکه نشانه‌ای از روندی است که در آن، کودکان به‌تدریج وارد ساختارهای امنیتی شده و در معرض خطر مستقیم قرار می‌گیرند. تداوم این سیاست، احتمال تکرار چنین مواردی را افزایش می‌دهد. این وضعیت، ضرورت توجه فوری نهادهای بین‌المللی، از جمله سازمان ملل متحد و یونیسف، را برجسته می‌کند؛ چرا که به‌کارگیری کودکان در ایست‌های بازرسی و مأموریت‌های امنیتی باید به‌عنوان یک نقض جدی حقوق کودک مورد بررسی و پیگیری قرار گیرد.