
۱۴۰۵/۰۱/۱۹
چهل روز از آغاز حملات به شهرها و زیرساختهای صنعتی ایران میگذرد؛ حملاتی که علاوه بر تلفات انسانی، آسمان برخی شهرها را با دود سنگین پالایشگاهها و پتروشیمیها پوشانده است. کارشناسان هشدار میدهند پیامد این آتشها تنها در لحظه انفجار خلاصه نمیشود و میتواند موجی از بیماریهای تنفسی، قلبی و سرطان را در سالهای آینده رقم بزند. در چنین شرایطی این پرسش جدی مطرح است که سازمان جهانی بهداشت چه مسئولیتی در برابر چنین بحران سلامتمحوری دارد و چرا واکنش آن تا این اندازه کمرنگ است؟
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، چهل روز از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران و حملات هوایی به نقاط مختلف ایران میگذرد. در این مدت، شهرها نه فقط با صدای انفجار که با لایهای از دود، آلودگی و نگرانی برای سلامت مردم بیدار شدهاند. در میان خبرهای هر روزه از کشته و زخمی شدن غیرنظامیان، یک خطر دیگر نیز آرام و بیصدا در حال گسترش است و آن بحران سلامت ناشی از تخریب و آتشسوزی در زیرساختهای صنعتی و انرژی است.
در هفتههای گذشته گزارشهایی از حمله به تأسیسات پتروشیمی در نقاط مختلف کشور منتشر شده است؛ از ماهشهر در جنوب تا مجتمعهای صنعتی در تبریز. در تهران نیز حمله به پالایشگاه، ساعاتی طولانی آسمان پایتخت را زیر لایهای سنگین از دود سیاه فرو برد؛ دودی که نه فقط آسمان، بلکه خیابانها، خانهها و ریههای شهر را نیز پوشاند.
کارشناسان سلامت محیط میگویند آتشسوزی در پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی تنها یک حادثه صنعتی نیست. سوختن فرآوردههای نفتی، ترکیبات آروماتیک، گوگرد، فلزات سنگین و ذرات معلق بسیار ریز را وارد هوا میکند. این ذرات میتوانند تا روزها و حتی هفتهها در جو باقی بمانند و با هر نفس وارد بدن انسان شوند.
نتیجه چنین مواجههای، طیفی از بیماریهاست، تشدید آسم و بیماریهای مزمن تنفسی، افزایش حملات قلبی، تحریکات شدید چشمی و پوستی، و در بلندمدت افزایش خطر سرطان. کودکان، سالمندان، زنان باردار و بیماران مزمن بیش از دیگران در معرض این آسیبها قرار دارند.
با وجود چنین پیامدهایی، پرسشی که در میان متخصصان سلامت عمومی و فعالان اجتماعی مطرح میشود این است که نقش و مسئولیت سازمان جهانی بهداشت در چنین شرایطی چیست؟
بر اساس اساسنامه سازمان جهانی بهداشت، این نهاد بینالمللی موظف است در بحرانهایی که سلامت عمومی جمعیتها را تهدید میکند وارد عمل شود؛ چه این تهدید ناشی از بیماریهای واگیردار باشد، چه فجایع زیستمحیطی یا پیامدهای جنگ.
در قوانین بینالمللی بشردوستانه، حمله به زیرساختهایی که میتواند آسیب گسترده به غیرنظامیان وارد کند، بهویژه اگر منجر به فجایع زیستمحیطی شود، موضوعی حساس و قابل بررسی است. تأسیسات نفتی و شیمیایی به دلیل خطر انتشار مواد سمی در بسیاری از اسناد حقوقی بهعنوان اهداف پرریسک شناخته میشوند.
با این حال، تجربه جنگهای اخیر نشان داده است که واکنش نهادهای بینالمللی سلامت اغلب کند، محدود یا محتاطانه است. بخشی از این مسئله به ماهیت این سازمان بازمیگردد. سازمان جهانی بهداشت یک نهاد فنی است و برای بسیاری از اقدامات میدانی به همکاری دولتها و مجوزهای بینالمللی نیاز دارد.
با این وجود، سکوت یا تأخیر در واکنش نیز خود پیامدهایی دارد. در بحرانهایی که آلودگی گسترده هوا و مواد شیمیایی درگیر است، هر روز تأخیر در ارزیابی و اطلاعرسانی میتواند به افزایش آسیبهای سلامت منجر شود.
در شهرهایی که در هفتههای اخیر دود پالایشگاهها و پتروشیمیها بر آسمانشان سایه انداخته، این خطر نه فقط در لحظه انفجار بلکه در روزها و ماههای پس از آن ادامه دارد. ذرات ریز معلق، ترکیبات سمی و آلودگی خاک و آب میتوانند اثراتی طولانیمدت بر سلامت جمعیتها بگذارند.
برای بسیاری از خانوادهها، جنگ تنها صدای انفجار نیست؛ بلکه سرفه کودکی است که شبها بند نمیآید، سوزش چشمی که با دود آرام نمیشود و اضطرابی که از ندانستن آنچه در هوا جریان دارد، هر روز عمیقتر میشود.
در چنین شرایطی، انتظار از نهادهای جهانی سلامت تنها صدور بیانیه نیست. پایش علمی، هشدارهای بهداشتی، کمک به نظام درمانی و مستندسازی دقیق اثرات جنگ بر سلامت مردم، حداقل اقداماتی است که میتواند از گسترش یک بحران انسانی پنهان جلوگیری کند.
جنگها معمولاً با شمارش تلفات انسانی سنجیده میشوند. اما آنچه کمتر دیده میشود، بیماریهایی است که در سایه دود و آلودگی متولد میشوند و سالها بعد نیز ادامه پیدا میکنند.در آسمانی که سیاه میشود، تنها دود بالا نمیرود؛ آینده سلامت یک شهر نیز در معرض خطر قرار میگیرد.
آخرین دیدگاهها