ایران وایر ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
جمهوری اسلامی مدعی است که جنگ ۴۰ روزه را نه فقط در میدان، بلکه در رسانه و ذهنها نیز برنده شده است. این ادعا بر یک راهبرد رسانهای استوار است که در آن تولید محتوای دیجیتال به اندازه عملیات نظامی جدی گرفته میشود. انیمیشنهای لگویی ساختهشده با هوش مصنوعی تازهترین فصل این پروژه است؛ ویدیوهایی که توسط گروه «اخبار انفجاری» منتشر میشود سر و صدای بسیاری را در جهان به وجود آورده و رسانههای نزدیک به حکومت معتقد هستند که امپراتوری رسانهای جهان وانحصار روایت را در هم شکسته است.
این ویدیوهای داستانی که با موسیقیهای مختلف غربی روایتی از شکست سیاسی، نظامی و اخلاقی آمریکا ارایه میدهند توسط «افسران جنگ نرم» جمهوری اسلامی تولید شدهاند. اما آنقدر مشهور شدهاند که در فستیوال موسیقی «کوچلا»؛ یکی از محبوبترین فستیوالهای موسیقی آمریکا نیز نامشان آمد. خواننده گروه راک «استروکس» در کنسرت خود گفت: «میخواستم با لپتاپم بیایم و یکی از ویدیوهای لگویی ایران را نمایش دهم… آنها فکتهای بیشتری از اخبار محلی دارند. اما دارند حذفشان میکنند، یوتیوب، دولت، یا هرکی.» اما پشت این قطعات پلاستیکی رنگارنگ، یک زیرساخت از هوش مصنوعی و شبکههای هماهنگ توزیع قرار دارد که جنگ را از میدان به صفحه گوشی میلیونها نفر منتقل کرده است.
دستگاه جدید پروپاگاندا نظام
جمهوری اسلامی ایران راهبرد رسانهای خود را از تبلیغات سنتی به سمت یک جنگ اطلاعاتی و «نامتقارن» تغییر داده است. بخشی از این پروژه را در هفتههای اخیر انیمیشنهای لگویی بر عهده داشتهاند، در واقع این انیمیشنها ادامه دستگاه پروپاگاندای حکومت هستند که از نمادهای حاکمیتی و دینی استفاده میکنند. به خاطر همین «والاستریت ژورنال»، این پدیده را «لگو-گاندا» نامیده است؛ اصطلاحی که به استفاده از زیباییشناسی اسباببازیهای لگو برای انتقال پیامهای سیاسی و نظامی اشاره دارد. البته این اصطلاح یا استفاده از لگو برای رساندن پیام در رسانه جدید نیست. پیش از این چین در دوره کرونا و روسیه در دوره انتخابات مولداوی از این ابزار در قالب پروپاگاندا برای تاثیرگذاری سیاسی استفاده کردهاند.
در جنگ اخیر این ویدیوها نه توسط رسانههای رسمی که توسط گروههایی مانند «اخبار انفجاری» (Explosive Media) تولید شدند که فرم جدیدی نسبت به کارها حکومتی داشتند اما نمادها و محتوا اشاره به پیروزی و حقانیت جمهوری اسلامی و سپاه داشت. از سوی دیگر به رییسجمهور آمریکا القابی را میداد که حکومت ایران میدهد و یا او را با فرعون که کلام رهبر پیشین ایران بود مقایسه میکرد. اما به جز این که این ویديوها پروپاگاندا میکنند در عین حال به سرعت هم تولید میشوند و حداقل در هفته دو ویدیو را گروه «اخبار انفجاری» منتشر میکند. برخی پژوهشگران مانند «مایکل کلینسویچ» نام این پدیده را «اسلوپاگاندا» میگذارند. این واژه که ترکیبی از Slopبه معنای محتوای انبوه و ارزان تولید شده توسط هوش مصنوعی) و پروپاگاندا است، به محتوایی اشاره دارد که با سرعت بالا و هزینه بسیار کم تولید شده و با هدف قرار دادن سلیقه شخصی مخاطبان، به سرعت در فضای مجازی پخش میشود.
رسانههای انگلیسی زبان که در این مدت مقالات بسیاری در باره این ویدیوها نوشتهاند تاکید دارند که انیمیشنهای لگویی به جای تولید محتوای کاملاً جدید، بر تقویت و بازنشر شکافهای موجود در جامعه هدف تمرکز میکند. «دارن لینویل»، مدیر مرکز جرمشناسی رسانهای دانشگاه کلمسون، میگوید ایران راهبردهای قبلی رسانهای خود را رها کرده و تمام توان خود را بر بهرهبرداری از نارضایتیهای داخلی آمریکا متمرکز کرده است. «الکس گلدنبرگ»، کارشناس سیاسی، توضیح میدهد که بخش اصلی مدل اطلاعاتی ایران، شناسایی «خطوط گسل» در بحثهای سیاسی آمریکا و بزرگنمایی آنهاست. در این روش، رسانههایی مانند «پرستیوی» با بازنشر سخنان منتقدان داخلی آمریکا (مانند تاکر کارلسون یا جو کنت)، سعی میکنند سیاستهای واشینگتن را از زبان خودِ آمریکاییها به چالش بکشند و با استفاده از میمها و اصطلاحات جنبش MAGA، فشار اخلاقی را بر بدنه سیاسی این کشور افزایش دهند.
با این حال، استفاده از فرمتهای کودکانه و اسباببازی برای نمایش مفاهیم مرگبار، نگرانیهای جدی را در میان تحلیلگران برانگیخته است. برخی این ویدئوها را «بازیسازی جنگ» مینامند. «لوکاس اولجنیک»، پژوهشگر کینگز کالج لندن، در این باره به «والاستریت ژورنال» میگوید: «زیباییشناسی آشنا، گارد مخاطب را دقیقاً در لحظهای که پیام سیاسی تحویل داده میشود، پایین میآورد.» «دانیل باتلر»، استاد علوم سیاسی، نیز معتقد است که تصاویر لگویی باعث میشوند جنگ و رنج، «کمتر گرافیکی» و «بیشتر قابل اشتراکگذاری» به نظر برسند و مفاهیم هولناک را به زبان بصری بازی و کودکی ترجمه میکنند. این روند به باور منتقدان، نوعی «تطهیر خشونت» است که در آن مثلا تابوتهای پوشیده با پرچم یا بمباران مدارس، در قالب قطعات پلاستیکی، عادیسازی شده و ارزش جان انسانها را در نگاه مخاطب تقلیل میدهد؛ تا جایی که کاردینال «بلز کوپیچ»، اسقف اعظم شیکاگو، این سبک از محتوا را عاملی برای «ارزان کردن ارزش حیات بشری» توصیف کرده است.
این در حالی است که خبرگزاری «مهر» دقیقا مقابل این ادعا از اینکه کودکان و دنیای آنها مورد هجمه این عناصر نظامی قرار گرفته است راضی است و مینویسد: «آنچه زمانی دنیای بیآلایش کودکان بود، اکنون به عرصهای برای نبرد روایتها بدل شده است. لگو بهمثابه رسانهای نوظهور در جنگهای شناختی، نشان میدهد که خط مقدم درگیریهای ژئوپلیتیک امروز نه بر زمین، بلکه در قاب گوشیهای هوشمند و الگوریتمهای شبکههای اجتماعی کشیده میشود.»
هوش مصنوعی و جنگ روایتها
جنگ روایتها با ظهور هوش مصنوعی دو لایه متمایز پیدا کرده است. لایه اول معطوف به «اثبات حقانیت» برای افکار عمومی جهانی است تا مشروعیت اقدامات مختلف مانند نظامی حفظ شود. اما لایه دوم، استراتژی «اشباع اطلاعاتی» است. در این لایه، هدف نه متقاعد کردن، بلکه ایجاد تردید در هر نوع واقعیتی است. وقتی فضای مجازی با نسخههای متعدد و متناقضِ ساختهشده توسط هوش مصنوعی از یک واقعه پر میشود، مخاطب دچار «خستگی اطلاعاتی» میشود و میتواند حتی مستندات واقعی را با برچسب «دیپفیک» انکار کند.
این مساله در جنگ ۱۲ روزه برجسته شد. آن روزها موسسه «هُزینت» گزارش داده بود که جنگ میان اسراییل و ایران اولین نمونه استفاده گسترده و هماهنگ از دیپفیک در یک درگیری نظامی بود. شبکههای وابسته به جمهوری اسلامی با تولید انبوه ویدیوهای جعلی که حملات موشکی به تلآویو، فرودگاه بنگوریون، و سرنگونی جنگندههای اسراییلی را به تصویر میکشید، تلاش کردند روایت «موفقیت نظامی» را پیش از اعلام نتایج میدانی تثبیت کنند. این سه ویدیوی جعلی بسیار سریع بیش از ۱۰۰ میلیون بازدید در پلتفرمهای مختلف کسب کردند. ابزارهایی مانند Google Veo 3 برای ساخت این محتوا استفاده شده بود و بسیاری از ویدیوها از صحنههای بازیهای رایانهای مانند Arma 3 یا تصاویر درگیریهای نامرتبط بهره گرفتند. این کمپین در جنگ ۴۰ روزه نیز تکرار شد؛ بر اساس گزارش «بنیاد دفاع از دموکراسیها»، ویدیوهایی جعلی از جمله تصاویری از پرواز هواپیماهای آمریکایی سرنگونشده بر فراز تهران با همکاری رسانههای دولتی روسیه و چین تقویت و بازنشر شدند.
استفاده جمهوری اسلامی از هوش مصنوعی، به دنبال جلب توجه مخاطب عمدتا غربی در زمانی است که فروپاشی مرجعیت رسانههای رسمی در غرب به وجود آمده است. در واقع، این میمهای لگویی و رپهای هوش مصنوعی به مثابه «اسب تروای فرهنگی» عمل میکنند که با هدف قرار دادن مخاطبان عمومی به ویژه میلیونها نفری که اخبار را دنبال نمیکنند اما مصرفکننده دایمی فرهنگ پاپ هستند. «نیل لوی درایور»، پژوهشگر هوش مصنوعی، معتقد است «هدف آنها ایجاد نارضایتی کافی از این درگیری است تا در نهایت غرب را مجبور به تسلیم کند.»
جمهوری اسلامی برای رسیدن به این هدف سیاسی بخشی از روش رسانهای خود در این «جنگ روایتها» را نه از طریق اقناع منطقی، بلکه با بهرهبرداری از میل مخاطبان به مصرف سیاست در قالب کمدی برگرفته است. به خاطر همان نیز مخاطبان بدون داشتن گارد دفاعی، پیام پیروزی یا حقانیت رقیب را به عنوان یک محتوای سرگرمکننده بازنشر میکند.
تلاش برای تسخیر اذهان
گروه «اخبار انفجاری» عمدهترین سازنده انیمیشنهای لگویی، خود را ادامه گروهی به نام L.O.S.E.R. معرفی کرده است. آنها فعالیت خود را در هفته اول جنگ با ویدیویی با عنوان «روایت فتح» آغاز کردند. ویدیویی که آغاز حمله آمریکا و اسراییل به ایران را نشان داده و حملات متقابل ایران به منطقه را به نمایش میگذارد. این ویديو توسط یوتیوب برداشته شد و آنها در ۱۸ اسفند در شبکه اجتماعی «ایکس» اعلام موجودیت کرده و نوشتند: «ما همان تیم مستقل ایرانی تولید محتوای هوش مصنوعی هستیم. خالقان مردمی پشت انیمیشنهای لگویی که سکوت رسانهای را میشکنند. ما صدای مردم خودمان هستیم. آماده باشید برای بیشتر!»
یکی از اعضای گروه «اخبار انفجاری» در گفتوگو با مجله «نیویورکر»، ضمن ادعای استقلال این گروه از حاکمیت، هدف این آثار را مقابله با روایتهای رسانهای غربی میداند و میگوید: «بیایید با واقعیت روبرو شویم؛ اگر حقیقت پر زرق و برق نباشد، تا حدودی تنها میماند.» او توضیح داد که این تیم از جوانان ۱۹ تا ۲۵ ساله تشکیل شده، از هوش مصنوعی برای تولید ویدیوهای دو دقیقهای در کمتر از ۲۴ ساعت استفاده میکنند.
اگرچه یوتیوب کانال آنها را بسته و آنها را تولید کننده خشونت دانسته است اما کاری که برای توزیع ویدیوهای خود انجام میدهند چند لایه است. پلتفرم اطلاعاتیGraphika ردیابی کرده است که ویدیوها بلافاصله پس از انتشار در کانال تلگرامی «اخبار انفجاری»، ظرف کمتر از یک ساعت توسط خبرگزاری «تسنیم» و رسانه دولتی RT روسیه در شبکه ایکس بازنشر میشوند تا ضریب نفوذ محتوا بهطور مصنوعی افزایش یابد. در فضای شبکههای اجتماعی الگوی توزیع این ویدیوها این است که هزاران حساب کاربری با استفاده از «انتشار همزمان» و «زبان مشابه»، الگوریتمهای پلتفرمهایی مانند تیکتاک و ایکس را فریب میدهند تا محتوا را در «فید» (اولویت نمایش) کاربران قرار گیرند.
خبرگزاری «مهر» مینویسد «پیام اصلی و تکرارشونده در این آثار، روایت ایستادگی ایران در برابر «ابرقدرت ستمگری» به آمریکا است.» اما همین فرمت لگویی که دستگاه حاکمیتی آن را ابزار روایتسازی خود میداند، به سلاحی دوسویه تبدیل شده است؛ چرا که منتقدان جمهوری اسلامی نیز از همان زبان بصری برای روایتی معکوس استفاده کردهاند. از جمله ویدیویی که نشان میدهد «مجتبی خامنهای» رهبر جدید جمهوری اسلامی و «محمدباقر قالیباف» رییس مجلس، به تونل وحشت وارد شدهاند و در آنجا با اتفاقات مختلفی مواجه میشوند و در پایان مردم ارابه آنها را به زیر میکشند و در نهایت فراری میدهند.
آخرین دیدگاهها