
رکنا :۱۴۰۵/۰۲/۱۵
در حالیکه نظام سلامت ایران با کمبود ماما در سراسر کشور، بهویژه در مناطق محروم روبهروست، دکتر ساره دشتی، نایبرئیس انجمن علمی مامایی ایران، از شکاف میان تربیت نیروی انسانی و جذب در ساختار رسمی خدمات سلامت میگوید؛ او تأکید میکند محدود بودن استخدامها، بیتوجهی به سختی کار، تعرفههای نامتناسب و نادیدهگرفتن جایگاه مامایی در برنامههای کلانی مانند پزشک خانواده، نهتنها به فرسودگی و بیانگیزگی ماماها میانجامید، بلکه کیفیت مراقبت از مادر و نوزاد را نیز به خطر میاندازد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در روزی که جهان به احترام زنانی میایستد که اولین نفسهای زندگی را در آغوش امنیت و علم هدایت میکنند، بار دیگر نام «ماما» با شکوهترین معنای حرفهای و انسانی خود را بازیابی میکند. روز ماما، تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی نقش زنانی که در دل حساسترین لحظات حیات، ستون اعتماد، آرامش و تخصصاند. در نظام سلامت ایران نیز مامایی نه یک حرفه، بلکه یک سنگر حیاتی برای صیانت از سلامت مادران و نوزادان به شمار میرود؛ سنگری که با وجود بار سنگین مسئولیت و چالشهای گسترده، همچنان پابرجا و اثرگذار ادامه میدهد.
به همین مناسبت و در آستانه روز ماما، گفتوگویی با دکتر ساره دشتی، دکترای تخصصی بهداشت باروری، نایبرئیس انجمن علمی مامایی ایران و عضو هیئتمدیره این انجمن انجام دادیم؛ گفتوگویی که در آن از وضعیت امروز مامایی کشور، چالشها، ظرفیتها و مسیرهایی که میتواند آینده سلامت مادر و نوزاد را تضمین کند سخن گفته شده است.
دکتر ساره دشتی در ابتدای مصاحبه و قبل از مطرح شدن سوالات بیان کرد: در حقیقت، روز جهانی ماما فرصتی برای یادآوری نقش بیبدیل ماماها در حفظ و ارتقای سلامت مادران و نوزادان است و همچنین توجه به جایگاه راهبردی این حرفه در نظام سلامت را یادآوری میکند.
امسال شعاری که کنفدراسیون بینالمللی مامایی (ICM) برای سراسر جهان انتخاب کرده است، بر این واقعیت تأکید دارد که جهان برای پاسخگویی مؤثر به نیازهای سلامت زنان، بارداری، زایمان ایمن و مراقبتهای پس از زایمان، به سرمایهگذاری جدیتر در حوزه مامایی نیاز دارد. به نظر من، این شعار تنها یک پیام نمادین نیست، بلکه هشداری درباره شکاف موجود میان نیاز واقعی جامعه و ظرفیت فعلی نیروی انسانی مامایی است.
در ایران نیز مامایی از ارکان اصلی مراقبتهای بهداشتی و درمانی به شمار میرود؛ اما این حرفه سالهاست با چالشهایی مانند کمبود نیرو، سختی کار، تعرفههای نامناسب، بیکاری بخشی از فارغالتحصیلان و استفاده ناکافی از ظرفیتهای تخصصی ماماها مواجه است.
در چنین شرایطی، پرداختن به مسائل مامایی صرفاً دفاع از یک گروه شغلی نیست، بلکه سخن گفتن از آینده سلامت مادران و نوزادان و در نهایت سلامت جامعه است. از همین رو، تقویت جایگاه مامایی باید به عنوان یک اولویت جدی در سیاستگذاریهای سلامت مورد توجه قرار گیرد.
در ادامه خبرنگار اجتماعی رکنا سوالاتی را مطرح کرد که سوال و جواب را میخوانید.
کمبود بیش از ۲۰ هزار ماما در کشور؛ بحران خاموش سلامت مادران در مناطق محروم
در حال حاضر نظام سلامت ایران با چه میزان کمبود ماما مواجه است و این کمبود بیشتر در کدام بخشها یا مناطق کشور احساس میشود؟ چه عواملی باعث شده با وجود تربیت نیرو، همچنان این کمبود وجود داشته باشد؟
دکتر ساره دشتی، نایبرئیس انجمن علمی مامایی ایران و عضو هیئتمدیره این انجمن، اینگونه به این سوال پاسخ دادند: در حال حاضر نظام سلامت ایران با کمبود معنادار ماما مواجه است و این کمبود هم در بخش درمان دیده میشود و هم در بخش بهداشت و مراقبتهای اولیه. برآوردهای منتشرشده نشان میدهد که ما حدود ۲۱ هزار ماما در بخش درمان و حدود ۲۲ هزار ماما در بخش بهداشت داریم، اما همچنان بر اساس نیازهای استاندارد و تکالیف قانونی کشور با کمبود چند هزار نفری ماما روبهرو هستیم. برخی از برآوردها این کمبود را در مجموع حتی بیش از ۲۰ هزار نفر میدانند.
در حقیقت، این کمبود بیشتر در مناطق محروم، روستاها، شهرهای کوچک و مراکزی با بار زایمانی بالا احساس میشود؛ جایی که دسترسی به مراقبتهای یک به یک یا حتی یک به دو برای زایمان بسیار دشوار است.
علت تداوم این کمبود، با وجود تربیت نیرو، فقط تعداد فارغالتحصیلان نیست؛ بلکه به نظر من ترکیبی از جذب محدود، ماندگاری پایین در مناطق محروم، حقوق و مزایای ناکافی، نامتناسب بودن شرح وظایف با جایگاه حرفهای و نبود مسیر شغلی پایدار است.
سهم اندک ماماها در استخدامهای وزارت بهداشت؛ فاصله چشمگیر جذب با نیاز واقعی نظام سلامت
با توجه به برگزاری آزمونهای استخدامی وزارت بهداشت، سهم ماماها در جذب نیروی انسانی نظام سلامت چقدر است و آیا این سهم با نیاز واقعی کشور به خدمات مامایی همخوانی دارد؟
دکتر دشتی، دکترای تخصصی بهداشت باروری، در این خصوص گفت: در آزمونهای استخدامی وزارت بهداشت، سهم ماما وجود دارد و واقعاً نمیتوان این را انکار کرد، اما این سهم در مقایسه با نیازهای واقعی نظام سلامت و بار خدمات مامایی، کافی و متناسب به نظر نمیرسد. گزارشها حتی نشان دادهاند که در سالهایی که جذب انجام شده، تعداد استخدامها پاسخگوی نیاز بیمارستانها، مراکز بهداشتی و برنامههای مراقبت کودک و مادر نبوده است.
از منظر سیاستگذاری، اگر هدف، پوشش مؤثر مراقبتهای بارداری، زایمان و پس از زایمان باشد، سهم فعلی جذب ماماها با نیاز واقعی کشور همخوانی ندارد، به نظر من؛ چون در برخی مناطق، کمبود نیرو جدی است اما جذبها بیشتر تابع ظرفیتهای بودجهای و اداری هستند، همانطور که میدانید، تا الگوهای نیازمحور.
بنابراین، مسئله فقط تعداد استخدام نیست، به نظر من؛ بلکه توزیع جغرافیایی و نوع بهکارگیری نیروها نیز بسیار مهم و تعیینکننده است.
فاصله عمیق میان سختی کار ماماها و نظام پرداخت؛ فشارهای بالینی بدون حمایت کافی
موضوع سختی کار در حرفه مامایی سالهاست مطرح میشود. مهمترین مشکلاتی که ماماها در زمینه سختی کار و نظام پرداختی با آن مواجهاند چیست و چرا اجرای قوانین مرتبط با آن به تأخیر افتاده است؟
دکتر ساره دشتی، نایبرئیس انجمن علمی مامایی ایران و عضو هیئتمدیره این انجمن، به این سوال اینگونه پاسخ داد: یکی از مهمترین مشکلات ماماها در بحث سختی کار این است که در مواجهه روزانه با استرس بالای بالینی، شیفتهای سنگین، مسئولیت حقوقی و حرفهای، حضور در زایمانهای پرخطر و فشار عاطفی مراقبت از مادر و نوزاد، متأسفانه نظام پرداختی متناسب با این کار وجود ندارد.چون من از اساتیدی هستم که هم در زایشگاه خدمت میکنم و کارآموزی دارم با دانشجویان، و هم در بخشهای دیگر فعالیت میکنم، واقعاً این موضوع بسیار مشخص است و به نظر من بسیار مهم است و باید به آن پرداخته شود.
برخی گزارشها به مشکلات بیمهای و محدودیت در پذیرش خدمات مامایی هم اشاره دارند که این مسئله نیز باعث تضعیف جایگاه حرفهای و اقتصادی ماماها شده است.
تاخیر در اجرا معمولاً به کمبود منابع مالی، تفسیرهای متفاوت از قانون، اولویتگذاری پایین در نظام اداری و نبود سازوکار نظارتی مؤثر برمیگردد.
تعرفهها ارزشگذاری واقعی ندارند؛ چرخه فرسودگی در حرفه مامایی
بسیاری از ماماها معتقدند تعرفه خدمات مامایی با شرایط کاری سخت و مسئولیتهای حرفهای آنها همخوانی ندارد. این عدم تطابق چه تأثیری بر انگیزه شغلی و کیفیت ارائه خدمات مامایی گذاشته است؟
دکتر ساره دشتی، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد واحد علوم پزشکی، در این خصوص گفت: یکی از چالشهای مهم، عدم اجرای کامل یا مؤثر قوانین مرتبط با سختی کار و نیز فاصله میان مصوبه قانونی و اجرای اداری آن است. ما هنوز در این زمینه مشکل داریم؛ در نتیجه، بخش قابلتوجهی از ماماها از مزایای پیشبینیشده بهرهمند نمیشوند یا اینکه خودشان شخصاً آنها را کامل نمیدانند یا ناکافی تلقی میکنند. بنابراین باید به این مسائل پرداخته شود.
سؤال بعدی در مورد اثر تعرفههای نامناسب و نامتناسب بوده است. ببینید، وقتی تعرفه خدمات مامایی با دشواری کار و سطح مسئولیت حرفهای همخوان نباشد، در نتیجه مستقیماً باعث کاهش انگیزه شغلی میشود، موجب فرسودگی میشود و سبب میشود فرد به سمت یک شغل غیرمرتبط برود یا حتی در سیستمی که استخدام شده، اقدام به بازخرید یا بازنشستگی کند، یا مهاجرت به کشورهای دیگر را انتخاب کند.
این موضوع به نظر من فقط یک مسئله معیشتی نیست، بلکه بر کیفیت خدمت هم اثر میگذارد؛ چون نیرویی که احساس بیعدالتی و بیانگیزگی کند، طبیعی است که در درازمدت توان کمتری برای ارائه مراقبت دقیق و انسانی داشته باشد. در حرفه مامایی، کیفیت خدمت به رابطه، اعتماد، زمان کافی برای آموزش و حضور مداوم وابسته است.
بنابراین تعرفه نامتناسب به طور غیرمستقیم میتواند کیفیت مراقبت مادر و نوزاد را تحت تأثیر قرار دهد و این موضوع بسیار مهم است. در واقع، تعرفه به نظر من فقط یک عدد نیست؛ پیام آن به نیروی انسانی این است که جامعه و نظام سلامت تا چه حد برای کار و تخصص شما ارزش قائل است.
ما یک پیشزمینه فکری داریم و همیشه میگوییم پیشگیری بهتر از درمان است. بخش عمده کارها و آموزشهایی که انجام میدهیم، شامل تشخیص زودهنگام از طریق غربالگریها و آموزش است. ما امیدوار هستیم که این تعرفهها، حداقل برای آموزشها و مشاورهها، بیشتر دیده شوند و حتماً مورد توجه قرار بگیرند.
انباشت فارغالتحصیلان مامایی؛ وقتی پذیرش دانشگاهی با نیاز نظام سلامت تنظیم نمیشود
هر سال چه تعداد دانشجوی مامایی در کشور جذب دانشگاهها میشوند و آیا این روند پذیرش با نیاز واقعی نظام سلامت و بازار کار ماماها هماهنگ است؟
دکتر ساره دشتی، نایبرئیس انجمن علمی مامایی ایران و عضو هیئتمدیره این انجمن، در پاسخ گفت: پذیرش سالانه دانشجوی مامایی پرسیده بودیم، میدانیم در کشور هر ساله تعداد قابلتوجهی دانشجوی مامایی داریم که در دانشگاهها پذیرش میشوند و فارغالتحصیل میشوند. از طرف دیگر اما مسئلهٔ اصلی این است که این پذیرش لزوماً با ظرفیت جذب بازار کار و نیاز واقعی نظام سلامت گاهًا هماهنگ نیست. حتی اگر آموزش نیروی انسانی بهخوبی انجام بشود، که ما واقعاً تلاش خودمان را صددرصد به عنوان بدنه علمی میگذاریم، وقتی استخدام و بهکارگیری متناسب نباشد، خب این افت پیدا میکند. در نتیجه انباشت فارغالتحصیلان و افزایش بیکاری یا اشتغالهای غیرمرتبط را خواهیم داشت. بنابراین پذیرش دانشجو در مامایی باید بر اساس پیشبینی نیاز ملی، توزیع منطقهای، برنامههای مراقبتهای اولیه و الگوی خدمات زایمانی تنظیم بشود، نه صرفاً ظرفیت آموزشی دانشگاهها. در غیر این صورت، آموزش از نظام سلامت جلو میافتد و به فشار معیشتی و شغلی برای فارغالتحصیلان تبدیل میشود.
مامایی؛ رکن نادیدهگرفتهشده در پزشکی خانواده و نظام ارجاع
با توجه به بیکاری تعداد قابل توجهی از ماماها در کشور، چرا سیاستگذاریهای حوزه سلامت نتوانسته از این ظرفیت در برنامههایی مانند پزشک خانواده یا نظام ارجاع به شکل مؤثرتری استفاده کند؟
دکتر ساره دشتی، دارای دکترای تخصصی بهداشت باروری، در پاسخ به این سوال بیان داشت و اینگونه گفت: دلیل اصلی اینکه سیاستگذاری سلامت نتوانسته از ظرفیت ماماها در برنامههایی مانند پزشکی خانواده یا نظام ارجاع به صورت مؤثر استفاده کند، این است که مامایی هنوز در برخی از سطوح تصمیمگیری به عنوان یک رکن مستقل و کلیدی، باز هم تأکید میکنم به عنوان یک رکن مستقل و کلیدیِ مراقبت اولیه دیده نمیشود؛ در حالی که میتوانند نقش مهمی در مراقبت پیش از بارداری، دوران بارداری، پس از زایمان، آموزش سلامت باروری و جنسی، غربالگری و پیگیری نوزاد و مادر داشته باشند.
از سوی دیگر، محدودیت در تعریف شرح وظایف، ضعف در قراردادهای پایدار و تخصیص نیروی انسانی بر مبنای پزشکی صرف، باعث شده است که این ظرفیت به اندازه کافی استفاده نشود. اگر برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع واقعاً بخواهد کارآمد باشد، بدون ادغام مؤثر مامایی، بخش مهمی از زنجیره مراقبت ناقص میماند.
تداوم بیتوجهی به مامایی؛ تهدیدی برای عدالت و کیفیت خدمات سلامت مادر و نوزاد
اگر روند فعلی در حوزه استخدام، تعرفهگذاری و جایگاه حرفهای ماماها ادامه پیدا کند، به نظر شما چه پیامدهایی برای آینده خدمات سلامت مادران و نوزادان در کشور خواهد داشت؟
پاسخ نایبرئیس انجمن علمی مامایی ایران و عضو هیئتمدیره این انجمن اینگونه بود:در مورد پیامدهای ادامه روند فعلی پرسیده بودید. ببینید، اگر روند فعلی در استخدام، تعرفهگذاری و جایگاه حرفهای ماماها ادامه پیدا کند، پیامد اصلی آن تضعیف کیفیت خدمات سلامت مادران و نوزادان است. در چنین شرایطی هم انگیزه ماماهای شاغل کاهش پیدا میکند و هم جذب و ماندگاری نیروهای تازهوارد دشوارتر میشود؛ تأکید میکنم، مخصوصاً در مناطق محروم ممکن است این اتفاق بیفتد.
البته تا الان کارهای خوبی انجام شده و واقعاً مسئولین در بسیاری از موارد کمک کردهاند و بخشی از مسائل حل شده است؛ ولی هنوز نیاز به کار داریم. اگر این روندها ادامه پیدا کند، در سطح کلان میتواند به افزایش نابرابری در دسترسی به مراقبتهای مامایی، کاهش پوشش مراقبتهای دوران بارداری، افت کیفیت آموزش سلامت به مادران و فشار بیشتر بر بیمارستانها و تیم زایمان منجر شود.
بنابراین یکسری نکات خیلی ریز وجود دارد که اگر به آنها توجه شود، واقعاً میتواند کمککننده باشد و بسیاری از مسائل را حل کند. من تأکید میکنم که سرمایهگذاری در مامایی فقط حمایت از یک گروه شغلی نیست، بلکه سرمایهگذاری مستقیم بر نسل آینده است و به نظر من مامایی در ایران، با وجود نقش حیاتیاش در سلامت مادر و نوزاد، هنوز نیاز به کار دارد؛ واقعاً هنوز از نظر جذب، تعرفه، سختی کار و جایگاه در سیاستگذاری سلامت باید اهمیتش بیشتر دیده شود.
تداوم برخی وضعیتها و مشکلات موجود، به نظر من هزینهای فراتر از معیشت ماماها در پی دارد و میتواند مستقیماً بر کیفیت خدمات و عدالت در خدمات سلامت تأثیر بگذارد.
البته جا دارد که از بزرگان مامایی تشکر کنم؛ واقعاً تا الان تلاششان بسیار مؤثر بوده، دیده شده و کمککننده بوده است. اما ما نیاز داریم که برخی شرایط را تبیین کنیم تا انشاءالله کمک شود، اگر نقصی وجود دارد، برطرف گردد.
آخرین دیدگاهها