
26 فروردین 1404 رکنا
کیفرخواست پرونده قتل در پارک کوهسنگی مشهد در حالی صادر شد که بررسی های قضایی نشان داد این جنایت تاسف بار فقط به خاطر چاقو کشی هیجانی یک بچه مدرسه ای رخ داده است. ادامهی مطلب
آوریل 16

26 فروردین 1404 رکنا
کیفرخواست پرونده قتل در پارک کوهسنگی مشهد در حالی صادر شد که بررسی های قضایی نشان داد این جنایت تاسف بار فقط به خاطر چاقو کشی هیجانی یک بچه مدرسه ای رخ داده است. ادامهی مطلب
آوریل 16

26 فروردین 1404 رکنا
مدیرکل آموزش و پرورش کردستان گفت: حکم اولیه معلم خاطی آموزش و پرورش ناحیه ۲ سنندج با عنوان تعلیق از خدمت تا زمان صدور حکم نهایی صادر شد. ادامهی مطلب
آوریل 16

26 فروردین ماه 1404 رکنا
پرونده پسر جوانی که در جریان تماشای یک تصادف خیابانی به قتل رسیده، بعد از ۱۵ سال در حالی به دادگاه کیفری رسید که متهم منکر ارتکاب قتل است. ادامهی مطلب
آوریل 16

23 فروردین 1403 رکنا
بنابر اخبار محلی به دست رسیده دختر 13 ساله در کی از شهرک های معروف تهران جانش را از دست داد. ادامهی مطلب
آوریل 16

25 فروردین 1404 رکنا
نوجوان ۱۷ ساله ای که دارای سوابق سوءکیفری است در عملیات ضربتی نیروهای کلانتری رسالت مشهد دستگیر شد و در حالی به ۱۹فقره گوشی قاپی اعتراف کرد که تلاش پلیس برای دستگیری همدست فراری وی ادامه دارد. ادامهی مطلب
آوریل 16

24 فروردین 1404 رکنا
ضرب و شتم یک دختر نوجوان توسط گروهی دختر و پسرخیابانی در کوچه خاطرهای منطقه امیری آبادان /دختران خیابانی چاقو داشتند. ادامهی مطلب
آوریل 16

25 فروردین 1404 رکنا
دختر ۱۲ ساله بوشهری با اهدای اعضای بدن خود پس از مرگ مغزی، جان چند بیمار نیازمند به پیوند عضو را نجات داد؛ اقدامی انساندوستانه که نمایانگر ایثار خانوادهاش در شرایط سخت است. ادامهی مطلب
آوریل 16

25 فروردین 1404 رکنا
چه دشوار است زیستن در این برزخ ، آیا روح و جسم من بیشتر از برزخیان عذاب نمی بیند ؟ آنگاه که خانه ما از برانگیختن کوچکترین موج شادی در یک قلب بیگانه عاجز است ، چه نوازشی می تواند بی تابی فرار به هر جا که نه اینجا است را اندکی فرو بنشاند ؟ و چه دشوار است دیدار چهره هایی پر از درد و تلاش خستگی ناپذیر فداکارانه برای رام کردن روحی که هجرت را در عمق نهادش به گونه طوفانی دمادم عاصی تر احساس می کند! ادامهی مطلب
آوریل 16

25 فروردین 1404 رکنا
دختر ۱۴ساله پس از آزارو اذیت های نامادری از خانه گریخت.
من دیانا هستم ….هوا تاریک بود و من بدون آنکه بدانم کجا میخواهم بروم راه می رفتم آنقدر ذهنم درگیر بود که اصلا نفهمیدم چه اتفاقی افتاد که بر روی زمین افتادم. زانو هایم درد میکرد به سختی از روی زمین بلند شدم شلوارم روی زمین کشیده شده بود و سر زانوهایم کمی پاره شده بود درحال نگاه کردن به زانو هایم بودم که که کودکی ام مقابل چشمانم ایستاد زمانی که من 5 ساله بودم . وقتی روی زمین افتادم مادرم مرا بلند کرد و با نوای او دردم التیام پیدا کرد اما حالا او نبود و من تنها در خیابانها نمیدانستم به کجا پناه ببرم ادامهی مطلب
آخرین دیدگاهها